weiterschießen

Aussprache: /ˈvaɪ̯tɐˌʃiːsn̩/
Worttrennung: weiter·schie·ßen
فعل

به تیراندازی ادامه دادن، با سرعت پیش رفتن

Bedeutungen

1 (ohne Objekt) / Akkusativ

به شلیک کردن ادامه دادن؛ به تیراندازی ادامه دادن.

  • Die Soldaten schossen weiter auf das Ziel.سربازان به تیراندازی به سمت هدف ادامه دادند.
  • Er schoss den Ball weiter ins Feld.او توپ را بیشتر به داخل زمین شوت کرد.
2 (intransitiv) (mit sein)

با سرعت زیاد پیش رفتن؛ به جلو حرکت کردن (معمولاً برای توپ، بازیکن یا وسیله نقلیه).

  • Der Ball ist nach dem Abprallen weitergeschossen.توپ پس از برخورد به جلوتر شلیک شد.
  • Das Auto schoss weiter die Straße entlang.ماشین با سرعت در امتداد جاده پیش رفت.