zuschießen

Aussprache: /ˈtsuːʃiːsn̩/
Worttrennung: zu·schie·ßen
فعل

شلیک کردن/دویدن با سرعت، پاس دادن (توپ/پاکت) با شدت، کمک مالی کردن

Bedeutungen

1 intransitiv / auf + Akkusativ

با سرعت زیاد به سمت کسی یا چیزی حرکت کردن یا شلیک کردن.

  • Der Ball schoss direkt auf das Tor zu.توپ مستقیماً به سمت دروازه شلیک شد.
  • Ein Auto schoss auf die Kreuzung zu und ignorierte die rote Ampel.ماشینی با سرعت به سمت تقاطع حرکت کرد و چراغ قرمز را نادیده گرفت.
2 Akkusativ (etwas zuschießen)

در ورزش، پاس دادن سریع و با شدت توپ به هم‌تیمی.

  • Er schoss dem Stürmer den Ball präzise zu.او توپ را با دقت به مهاجم پاس داد.
  • Die Spielerin schoss den Puck schnell zum Mitspieler zu.بازیکن هاکی پاک را سریع به هم‌تیمی پاس داد.
3 jemandem/etwas (Dativ) etwas (Akkusativ) zuschießen

مبلغی پول را به عنوان کمک، سهم یا یارانه اضافه کردن؛ کمک مالی کردن.

  • Die Stadt schießt den Vereinen jährlich Geld zu.شهرداری سالانه به باشگاه‌ها پول کمک می‌کند.
  • Jeder Mitarbeiter schoss einen kleinen Betrag zum Geschenk für den Chef zu.هر کارمند مبلغ کوچکی به عنوان هدیه برای رئیس اضافه کرد.