ausschießen
جوانه زدن، حذف کردن، کنار گذاشتن، شلیک کردن (به خطا)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
از زمین بیرون زدن، جوانه زدن (گیاهان).
- Die ersten Gräser schießen schon aus.اولین علفها در حال جوانه زدن هستند.
- Im Frühling schießen die Knospen aus.در بهار، جوانهها بیرون میزنند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas ausschießen)
حذف کردن، رد کردن، کنار گذاشتن (مثلاً از مسابقه، در چاپ).
- Er wurde aus dem Wettbewerb ausgeschossen.او از مسابقه حذف شد.
- Diese Option wird für uns ausgeschossen.این گزینه برای ما کنار گذاشته شده است.
3
Akkusativ (jemanden / etwas ausschießen)
توپ را به خارج از زمین یا به خطا شوت کردن.
- Der Spieler schoss den Ball ins Aus.بازیکن توپ را به بیرون زمین شوت کرد.
- Er schoss den Elfmeter über das Tor aus.او ضربه پنالتی را به بیرون دروازه زد.