beischießen
اضافه کردن (پول)، کمک کردن (مالی)، مشارکت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas beischießen)
به عنوان سهم یا کمک مالی، پولی را اضافه کردن یا پرداخت کردن.
- Jeder muss 10 Euro beischießen, damit wir das Geschenk kaufen können.هر کس باید ۱۰ یورو اضافه کند تا بتوانیم هدیه را بخریم.
- Die Firma schoss weiteres Geld bei, um das Projekt zu retten.شرکت پول بیشتری برای نجات پروژه واریز کرد.
2
Dativ (jemandem / einer Sache)
به صورت غیرمستقیم یا با اکراه، به چیزی کمک کردن یا آن را تقویت کردن (معمولاً منفی).
- Er schoss dem Projekt nur widerwillig bei.او با اکراه به پروژه کمک کرد.
- Man sollte solchen Entwicklungen nicht beischießen.نباید چنین تحولاتی را تقویت کرد.