hochschießen

Aussprache: /ˈhoːxˌʃiːsn̩/
Worttrennung: hoch·schie·ßen
فعل

به سمت بالا شلیک کردن؛ با هیجان یا غافلگیری از جا پریدن؛ به سرعت بالا رفتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به سرعت بالا رفتن، اوج گرفتن (مانند قیمت‌ها، شعله‌ها، آب).

  • Die Preise für Benzin schießen in die Höhe.قیمت بنزین به شدت بالا می‌رود.
  • Das Wasser schoss hoch und drohte, das Boot zu überfluten.آب به سرعت بالا آمد و تهدید کرد که قایق را غرق کند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

ناگهان از جا پریدن، جهیدن (مثلاً از روی صندلی یا از خواب).

  • Er schoss vom Stuhl hoch, als er den Anruf erhielt.او با دریافت تماس، ناگهان از روی صندلی جهید.
  • Sie schoss hoch, als sie den lauten Knall hörte.او با شنیدن صدای بلند، از جا پرید.
3 intransitiv (بدون مفعول)

به سرعت رشد کردن، قد کشیدن (مانند گیاهان، ساختمان‌ها).

  • Die jungen Bäume schießen im Frühling schnell hoch.درختان جوان در بهار به سرعت رشد می‌کنند.
  • Das neue Gebäude schoss in die Höhe.ساختمان جدید به سرعت قد کشید.
4 intransitiv (بدون مفعول)

به ذهن خطور کردن، ناگهان به یاد آمدن (مجازی).

  • Plötzlich schoss ihm die Lösung des Problems in den Kopf.ناگهان راه حل مشکل به ذهنش خطور کرد.
  • Die Erinnerung an diesen Tag schoss ihr hoch.خاطره آن روز ناگهان به یادش آمد.