krankschießen
زخمی کردن با شلیک، از کار انداختن (با شلیک)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden/etwas krank schießen)
کسی یا چیزی را با شلیک گلوله زخمی یا از کار افتاده کردن (بدون کشتن).
- Der Wilderer hat das Reh krankgeschossen und es entkommen lassen.شکارچی غیرقانونی گوزن را زخمی کرد و اجازه داد فرار کند.
- Der Soldat schoss die Reifen des Autos krank, um die Flucht zu verhindern.سرباز برای جلوگیری از فرار، لاستیکهای ماشین را با شلیک از کار انداخت.
2
Akkusativ (jemanden krank schießen)
مجازی: کسی را (مثلاً در ورزش یا شغل) به گونهای دچار مشکل یا آسیب کردن که دیگر قادر به فعالیت نباشد؛ از کار انداختن.
- Der harte Zweikampf hat den Spieler krankgeschossen.برخورد شدید در بازی، بازیکن را از پا انداخت.
- Die ständige Kritik hat ihn krankgeschossen und er konnte nicht mehr arbeiten.انتقادهای مداوم او را از کار انداخت و دیگر نتوانست کار کند.