vorschießen
پیشپرداخت کردن، قرض دادن، جلو زدن
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ
(پول) پیش پرداخت کردن، قرض دادن (برای هزینهای).
- Ich kann dir das Geld für die Reise vorschießen.من میتوانم پول سفر را برایت پیش پرداخت کنم.
- Der Chef schoss seinen Mitarbeitern die Reisekosten vor.رئیس هزینههای سفر را به کارمندانش قرض داد.
2
(kein Objekt)
به جلو شلیک کردن، با سرعت به جلو حرکت کردن، جلو زدن.
- Das Pferd schoss vor und gewann das Rennen.اسب جلو زد و مسابقه را برد.
- Die Kugeln schossen vorwärts.گلولهها به جلو شلیک شدند.