vorschieben
به جلو هل دادن، بهانه ساختن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به سمت جلو هل دادن یا قفل/چفت را بستن
- Man muss den Riegel vorschieben, um das Tor zu sichern.باید چفت را جلو کشید تا دروازه ایمن شود.
- Sie schob den Stuhl etwas vor.او صندلی را کمی به جلو هل داد.
2
Akkusativ (+ als + Akkusativ)
دلیل یا بیماری ساختگی را به عنوان بهانه مطرح کردن
- Er schob eine angebliche Krankheit als Ausrede vor.او یک بیماری ادعایی را به عنوان بهانه مطرح کرد.
- Man sollte keine falschen Gründe vorschieben.نباید دلایل دروغین را پیش کشید.