vorschieben

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌʃiːbn̩/
Wortzerlegung: vor·schie·ben
فعل

به جلو هل دادن، بهانه ساختن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به سمت جلو هل دادن یا قفل/چفت را بستن

  • Man muss den Riegel vorschieben, um das Tor zu sichern.باید چفت را جلو کشید تا دروازه ایمن شود.
  • Sie schob den Stuhl etwas vor.او صندلی را کمی به جلو هل داد.
2 Akkusativ (+ als + Akkusativ)

دلیل یا بیماری ساختگی را به عنوان بهانه مطرح کردن

  • Er schob eine angebliche Krankheit als Ausrede vor.او یک بیماری ادعایی را به عنوان بهانه مطرح کرد.
  • Man sollte keine falschen Gründe vorschieben.نباید دلایل دروغین را پیش کشید.