weiterschieben
جلوتر هل دادن، به تعویق انداختن، محول کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را جلوتر یا دورتر هل دادن
- Er schob die Kiste ein paar Meter weiter.او جعبه را چند متر جلوتر هل داد.
2
Akkusativ (+ auf + Akkusativ)
کاری را دوباره به وقت دیگری موکول کردن
- Man kann diese Entscheidung nicht ewig weiterschieben.نمیتوان این تصمیم را تا ابد به تعویق انداخت.
3
Akkusativ + an + Akkusativ
مسئولیت را به فرد دیگری واگذار کردن
- Er versucht stets, die Arbeit an andere weiterzuschieben.او همیشه سعی میکند کار را به دیگران محول کند.