abschieben
اخراج کردن (مهاجران)، رد کردن
Beispiele
- Die tschadische Regierung will Flüchtlinge in den Sudan ''abschieben.دولت چاد قصد دارد پناهندگان را به سودان «اخراج کند».
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک فرد خارجی را مجبور به ترک کشور کردن (اخراج کردن)
- Die Regierung beschloss, die illegalen Einwanderer abzuschieben.دولت تصمیم گرفت مهاجران غیرقانونی را اخراج کند.
- Er wurde wegen wiederholter Straftaten abgeschoben.او به دلیل جرایم مکرر اخراج شد.
2
Akkusativ + auf + Akkusativ
مسئولیت یا کار ناخوشایند را به دیگری واگذار کردن یا به گردن او انداختن
- Er versuchte, die Schuld auf seinen Kollegen abzuschieben.او سعی کرد تقصیر را به گردن همکارش بیندازد.
- Man kann nicht immer die Verantwortung abschieben.همیشه نمیتوان مسئولیت را به گردن دیگری انداخت.