anschieben
هل دادن (برای شروع حرکت)، پیش بردن/رونق دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
وسیله نقلیه یا متحرکی را هل دادن تا راه بیفتد یا روشن شود
- Wir mussten das Auto anschieben, weil die Batterie leer war.ما مجبور شدیم ماشین را هل دهیم چون باتری خالی بود.
- Könntest du den Kinderwagen bitte kurz anschieben?میتوانی لطفاً کالسکه را کمی هل بدهی؟
2
Akkusativ
به پروژه، اقتصاد یا روندی انگیزه و شروعی تازه بخشیدن؛ پیش بردن
- Die neue Werbekampagne soll den Verkauf spürbar anschieben.کمپین تبلیغاتی جدید قرار است فروش را به طور محسوسی رونق دهد.
- Die Regierung möchte Innovationen in der Region anschieben.دولت میخواهد نوآوری را در منطقه پیش ببرد.