anschieben

Aussprache: /ˈanˌʃiːbn̩/
Wortzerlegung: an·schie·ben
فعل

هل دادن (برای شروع حرکت)، پیش بردن/رونق دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ

وسیله نقلیه یا متحرکی را هل دادن تا راه بیفتد یا روشن شود

  • Wir mussten das Auto anschieben, weil die Batterie leer war.ما مجبور شدیم ماشین را هل دهیم چون باتری خالی بود.
  • Könntest du den Kinderwagen bitte kurz anschieben?می‌توانی لطفاً کالسکه را کمی هل بدهی؟
2 Akkusativ

به پروژه، اقتصاد یا روندی انگیزه و شروعی تازه بخشیدن؛ پیش بردن

  • Die neue Werbekampagne soll den Verkauf spürbar anschieben.کمپین تبلیغاتی جدید قرار است فروش را به طور محسوسی رونق دهد.
  • Die Regierung möchte Innovationen in der Region anschieben.دولت می‌خواهد نوآوری را در منطقه پیش ببرد.