aufschieben

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʃiːbn̩/
Wortzerlegung: auf·schie·ben
فعل

به تعویق انداختن، باز کردن (با کشیدن/هل دادن)

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ auf + Akkusativ)

کاری، تصمیمی یا تکلیفی را عقب انداختن (پروکراستینیشن)

  • Aufgeschoben ist nicht aufgehoben.کار به تعویق افتاده لغو نشده است (ضرب‌المثل: به تعویق انداختن به معنای لغو نیست).
  • Er schiebt die Vorbereitung auf die Prüfung immer wieder auf.او آماده‌سازی برای امتحان را مدام به تعویق می‌اندازد.
2 Akkusativ

در یا پنجره کشویی را با هل دادن باز کردن

  • Sie schob die schwere Glastür vorsichtig auf.او در شیشه‌ای سنگین را با احتیاط باز کرد (هل داد).