wegschieben

Aussprache: /ˈvɛkˌʃiːbn̩/
Wortzerlegung: weg·schie·ben
فعل

کنار زدن، از سر راه برداشتن، دور کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ von + Dativ)

چیزی یا کسی را با هل دادن از مسیر برداشته یا کنار زدن

  • Er schob den Stuhl vom Tisch weg, um aufzustehen.او صندلی را از کنار میز کنار زد تا بلند شود.
  • Sie schob das Buch wehmütig weg.او کتاب را با غم کنار زد.
2 Akkusativ

افکار یا مشکلات ناخوشایند را از ذهن دور کردن

  • Man kann ernsthafte Probleme nicht ewig wegschieben.نمی‌توان مشکلات جدی را برای همیشه ندیده گرفت و دور کرد.
  • Er versuchte, die düsteren Gedankengänge wegzuschieben.او سعی کرد افکار تاریک را از خود دور کند.