abschieben

Aussprache: /ˈapˌʃiːbn̩/
Wortzerlegung: ab·schie·ben
فعل

اخراج کردن (مهاجران)، به گردن دیگری انداختن (مسئولیت)

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ in + Akkusativ)

فردی فاقد مجوز اقامت یا مجرم را به کشورش اخراج کردن

  • Die Behörden beschlossen, den abgelehnten Asylbewerber abzuschieben.مقامات تصمیم گرفتند متقاضی پناهندگی ردشده را اخراج کنند.
  • Er wurde wegen schwerer Straftaten in sein Heimatland abgeschoben.او به دلیل جرایم سنگین به کشور مادری‌اش اخراج شد.
2 Akkusativ + auf + Akkusativ

مسئولیت یا کار ناخوشایند را از سر خود باز کردن و به دیگری واگذار کردن

  • Er versuchte, die ganze Schuld auf seinen Kollegen abzuschieben.او سعی کرد تمام تقصیر را به گردن همکارش بیندازد.
  • Eltern sollten ihre Erziehungspflicht nicht an die Schule abschieben.والدین نباید مسئولیت تربیتی خود را به مدرسه واگذار کنند.