abschieben
اخراج کردن (مهاجران)، به گردن دیگری انداختن (مسئولیت)
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ in + Akkusativ)
فردی فاقد مجوز اقامت یا مجرم را به کشورش اخراج کردن
- Die Behörden beschlossen, den abgelehnten Asylbewerber abzuschieben.مقامات تصمیم گرفتند متقاضی پناهندگی ردشده را اخراج کنند.
- Er wurde wegen schwerer Straftaten in sein Heimatland abgeschoben.او به دلیل جرایم سنگین به کشور مادریاش اخراج شد.
2
Akkusativ + auf + Akkusativ
مسئولیت یا کار ناخوشایند را از سر خود باز کردن و به دیگری واگذار کردن
- Er versuchte, die ganze Schuld auf seinen Kollegen abzuschieben.او سعی کرد تمام تقصیر را به گردن همکارش بیندازد.
- Eltern sollten ihre Erziehungspflicht nicht an die Schule abschieben.والدین نباید مسئولیت تربیتی خود را به مدرسه واگذار کنند.