aneinanderschieben
به هم چسباندن، کنار هم قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چند چیز را طوری هل دادن که کاملاً در کنار هم و متصل قرار گیرند
- Wir schoben die Schränke dicht aneinander.ما کمدها را کاملاً به هم چسباندیم.
2
sich aneinanderschieben
به هم فشرده یا متصل شدن چند شیء یا فرد در اثر حرکت
- Die Eisschollen schoben sich langsam aneinander.تکههای یخ به آرامی به هم چسبیدند و فشرده شدند.