aufschieben
به تعویق انداختن، باز کردن (با کشیدن/هل دادن)
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ auf + Akkusativ)
کاری، تصمیمی یا تکلیفی را عقب انداختن (پروکراستینیشن)
- Aufgeschoben ist nicht aufgehoben.کار به تعویق افتاده لغو نشده است (ضربالمثل: به تعویق انداختن به معنای لغو نیست).
- Er schiebt die Vorbereitung auf die Prüfung immer wieder auf.او آمادهسازی برای امتحان را مدام به تعویق میاندازد.
2
Akkusativ
در یا پنجره کشویی را با هل دادن باز کردن
- Sie schob die schwere Glastür vorsichtig auf.او در شیشهای سنگین را با احتیاط باز کرد (هل داد).