aufscheinen
ظاهر شدن، پدیدار شدن، درخشیدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
ناگهان یا به تدریج قابل مشاهده شدن، ظاهر شدن، پدیدار گشتن (به ویژه در مورد نور، ستارگان، یا یک ایده).
- Nach dem Regen begann die Sonne wieder aufzuscheinen.پس از باران، خورشید دوباره شروع به درخشیدن کرد.
- Ein neuer Stern ist am Himmel aufgeschienen.ستاره جدیدی در آسمان پدیدار شد.