Wort
شلیک کردن، تیراندازی کردن
معانی و تعاریف schiessen:
- با اسلحه شلیک کردن.
- در ورزش، گل زدن.
- عکس گرفتن (عامیانه).
- به سرعت رشد کردن، بالا رفتن (مثلاً قیمتها، گیاهان).
جملات نمونه برای schiessen:
Der Jäger schoss auf den Hirsch.
شکارچی به گوزن شلیک کرد.
Er hat noch nie mit einer Waffe geschossen.
او هرگز با اسلحه شلیک نکرده است.
Der Stürmer schoss ein wunderschönes Tor.
مهاجم یک گل زیبا به ثمر رساند.