Konjugierte Form
قایقرانی کردند
معانی و تعاریف schifteten:
- به طور غیررسمی و اغلب با بار معنایی منفی، چیزی را به طور ناگهانی یا نامناسب تغییر دادن، جابجا کردن یا منحرف کردن.
جملات نمونه برای schifteten:
Er schiftete das Thema abrupt, um unangenehmen Fragen auszuweichen.
او به طور ناگهانی موضوع را عوض کرد تا از سوالات ناخوشایند اجتناب کند.
Die unerwartete Wendung der Ereignisse schiftete den gesamten Zeitplan.
چرخش غیرمنتظره وقایع، کل برنامه زمانی را تغییر داد.