schikanieren
آزار و اذیت کردن، اذیت کردن، زور گفتن، مورد آزار قرار دادن
Beispiele
- Elisabeth wird von ihrem kleinen Bruder ständig ''schikaniert.الیزابت دائماً توسط برادر کوچکش مورد آزار و اذیت قرار میگیرد.
- Der Ausbilder liebte es, die neuen Wehrpflichtigen mit Gewaltmärschen zu ''schikanieren.مربی دوست داشت سربازان وظیفه جدید را با پیادهرویهای اجباری آزار دهد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را عمداً و به طور مداوم با رفتار یا گفتار ناخوشایند آزار دادن یا اذیت کردن.
- Er wurde von seinen Kollegen schikaniert.او توسط همکارانش مورد آزار و اذیت قرار گرفت.
- Man sollte niemals Schwächere schikanieren.نباید هرگز به ضعیفترها زور گفت.