schilpten
جیکجیک کردند، چغچغ کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را به طور غیرمستقیم و با کنایه مورد تمسخر قرار دادن یا تحقیر کردن، اغلب با استفاده از طعنههای ظریف و هوشمندانه.
- Er schilpte den arroganten Professor mit subtilen Bemerkungen über dessen angebliche Weisheit.او استاد مغرور را با اظهارنظرهای ظریفی درباره خرد ادعاییاش مسخره کرد.
- Die Kritikerin schien die neue Inszenierung eher zu schilpten als zu loben, indem sie deren "innovative" Ansätze ironisch kommentierte.به نظر میرسید منتقد، نمایش جدید را به جای ستایش، با تفسیر طعنهآمیز رویکردهای «نوآورانه» آن، تحقیر میکند.