schimpfen wie ein Rohrspatz
مثل گنجشک (یا مرغابی) سر و صدا کردن/غر زدن، به شدت غر زدن/فحش دادن
Bedeutungen
1
این اصطلاح برای توصیف کسی به کار میرود که با صدای بلند و پیوسته غر میزند، شکایت میکند یا فحش میدهد، شبیه به صدای پر سر و صدای پرندگان.
- Nachdem er die schlechte Note bekommen hatte, schimpfte er wie ein Rohrspatz.بعد از اینکه نمره بدش را گرفت، مثل مرغابی سر و صدا کرد.
- Die alte Dame schimpfte wie ein Rohrspatz über die lauten Nachbarn.خانم پیر به خاطر همسایههای پر سر و صدا به شدت غر زد.
- Wenn er hungrig ist, schimpft er wie ein Rohrspatz, bis er etwas zu essen bekommt.وقتی گرسنه است، تا غذا نخورد مثل گنجشک غر میزند.