zuschippen
پر کردن با بیل، انباشتن
Beispiele
- Nun lass uns man das Loch vor der Mittagspause wieder ''zuschippen''.حالا بیا چاله را قبل از استراحت ناهار دوباره با بیل پر کنیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با استفاده از بیل یا ابزار مشابه پر کردن یا پوشاندن، اغلب با اشاره به مقدار کمتر یا عملی سریعتر.
- Sie schippte den Sand in den Eimer zu.او شن را به داخل سطل ریخت (با بیل کوچک).
- Könntest du mir helfen, den Rest der Steine zuzuschippen?میتوانی کمکم کنی بقیه سنگها را با بیل بریزیم؟