der Schläfer

Aussprache: /ˈʃlɛːfɐ/
Worttrennung: Schlä·fer
اسم

خفته، مامور خفته (جاسوس نفوذی غیرفعال)

Beispiele

  • Ein lauter Knall weckte die ''Schläfer'' unsanft.صدای بلند و ناهنجاری «خفتگان» را به ناخوشایندترین شکل ممکن بیدار کرد.
  • Hélène hatte also den ''Schläfer'' mit seinem Schlaf allein gelassen, und nun stand sie in ihrem Zimmer.بنابراین هلن «مامور خفته» را با خوابش تنها گذاشته بود و اکنون او در اتاق خود ایستاده بود.