schläfern
خوابآلود کردن، به خواب رفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas schläfern)
حیوانی را به خواب ابدی فرو بردن (یوتانایز کردن)، کسی را خوابآلود کردن.
- Der Tierarzt musste den kranken Hund einschläfern.دامپزشک مجبور شد سگ بیمار را بخواباند (یوتانایز کند).
- Die Medikamente schläferten ihn ein.داروها او را خوابآلود کردند.