schläfrig
خوابآلود، چرتآلود
Bedeutungen
1
احساس نیاز به خواب یا چرت زدن؛ کسل و بیحال بودن به دلیل کمبود خواب یا خستگی.
- Nach dem schweren Mittagessen fühlte er sich sehr schläfrig.بعد از ناهار سنگین، او احساس خوابآلودگی زیادی میکرد.
- Die schläfrige Atmosphäre im Raum machte es schwer, wach zu bleiben.فضای چرتآلود اتاق، بیدار ماندن را دشوار میکرد.
- Wenn du dich schläfrig fühlst, mach eine kurze Pause.اگر احساس خوابآلودگی میکنی، یک استراحت کوتاه داشته باش.