weiterschlafen

Aussprache: /ˈvaɪ̯tɐˌʃlaːfn̩/
Worttrennung: weiter·schla·fen
فعل

به خوابیدن ادامه دادن، دوباره خوابیدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

پس از بیدار شدن کوتاه، وقفه در خواب یا شنیدن صدا، مجدداً به خوابیدن ادامه دادن.

  • Der Wecker klingelte, aber er schlief einfach weiter.ساعت زنگ‌دار زنگ زد، اما او به سادگی به خوابیدن ادامه داد.
  • Nachdem das Baby kurz geweint hatte, schlief es schnell wieder weiter.بعد از اینکه نوزاد کمی گریه کرد، به سرعت دوباره به خواب رفت.