vorschlafen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌʃlaːfn̩/
Worttrennung: vor·schla·fen
فعل

پیش‌خوابی کردن، از قبل خوابیدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

پیش از شروع یک شیفت کاری شبانه یا برنامه‌ای با کمبود خواب، زودتر یا بیشتر خوابیدن تا خستگی جبران شود.

  • Ich muss heute Abend früh schlafen, um morgen fit zu sein.من باید امشب زود بخوابم تا فردا سرحال باشم.
  • Er schlief am Wochenende vor, weil er unter der Woche wenig Schlaf bekam.او در آخر هفته پیش‌خوابی کرد، چون در طول هفته کم می‌خوابید.