durchschliefen
از میان چیزی خزیدن/رد شدن (گذشته)
Bedeutungen
1
durch + Akkusativ (durch etwas + durchschleifen)
از میان چیزی (مانند مانع، جمعیت یا آب) با زحمت عبور کردن یا خزیدن.
- Die Soldaten mussten sich durch das dichte Unterholz schleifen.سربازان مجبور بودند خود را از میان درختزار انبوه رد کنند.
- Er schlief sich durch die Menge, um nach vorne zu kommen.او برای رسیدن به جلو، خود را از میان جمعیت رد کرد.