ausschlagen
رد کردن، لگد زدن، جوانه زدن، بیرون زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas ausschlagen)
رد کردن یک پیشنهاد، درخواست، دعوت یا فرصت.
- Er hat das Jobangebot ausgeschlagen.او پیشنهاد شغلی را رد کرد.
- Sie schlug die Einladung zur Party aus.او دعوت به مهمانی را رد کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
ضربه زدن با پا، لگد زدن؛ معمولاً در مورد اسبها یا حیوانات دیگر.
- Das Pferd schlug mit den Hinterbeinen aus.اسب با پاهای عقبش لگد زد.
- Vorsicht, das Tier kann ausschlagen!مراقب باش، حیوان میتواند لگد بزند!
3
intransitiv (بدون مفعول)
جوانه زدن، برگ دادن؛ در مورد گیاهان.
- Die Knospen beginnen auszuschlagen.جوانهها شروع به جوانه زدن کردهاند.
- Im Frühling schlägt die Natur wieder aus.در فصل بهار، طبیعت دوباره جوانه میزند.
4
intransitiv (بدون مفعول)
بیرون زدن یا به سمت بیرون حرکت کردن؛ مانند شعله آتش یا عقربه ساعت.
- Die Flamme schlug nach oben aus.شعله به سمت بالا بیرون زد.
- Der Zeiger schlug weit aus.عقربه خیلی به بیرون انحراف پیدا کرد.