umschlagen

Aussprache: /ˈʊmˌʃlaːɡn̩/
Worttrennung: um·schla·gen
فعل

برگرداندن, عوض شدن, واژگون شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas umschlagen)

صفحه‌ای را برگرداندن، یا قسمتی از لباس (مانند یقه یا آستین) را تا کردن.

  • Er schlug die Seite im Buch um.او صفحه کتاب را برگرداند.
  • Sie schlug den Kragen ihres Mantels um.او یقه کتش را تا کرد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به طور ناگهانی تغییر کردن (معمولاً در مورد آب و هوا یا حال و هوای کسی).

  • Das Wetter ist plötzlich umgeschlagen, es wird bald regnen.هوا ناگهان تغییر کرد، به زودی باران خواهد بارید.
  • Seine Stimmung ist nach dem Anruf umgeschlagen.حال و هوای او پس از تماس تلفنی تغییر کرد.
3 intransitiv (بدون مفعول)

واژگون شدن، چپه شدن (معمولاً در مورد قایق یا وسیله‌ای که تعادل خود را از دست می‌دهد).

  • Das kleine Boot ist im Sturm umgeschlagen.قایق کوچک در طوفان واژگون شد.
  • Der LKW ist auf der rutschigen Straße umgeschlagen.کامیون در جاده لغزنده چپه شد.