vorschlagen
پیشنهاد کردن، طرح کردن، توصیه کردن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) vorschlagen
ارائه یک ایده، طرح یا برنامه به دیگران برای بررسی یا اجرا.
- Ich schlage vor, dass wir uns nächste Woche treffen.پیشنهاد میکنم که هفته آینده همدیگر را ملاقات کنیم.
- Er hat mir einen neuen Job vorgeschlagen.او یک شغل جدید به من پیشنهاد کرد.
2
etwas (Akkusativ) vorschlagen
توصیه کردن یا پیشنهاد دادن چیزی به عنوان بهترین گزینه یا راه حل.
- Der Arzt schlug eine Operation vor.پزشک جراحی را پیشنهاد کرد.
- Sie schlug eine andere Route vor, um den Stau zu vermeiden.او مسیر دیگری را برای اجتناب از ترافیک پیشنهاد داد.