zuschlagen
محکم بستن (در را)، ضربه زدن، (به چیزی) حمله کردن/دست یافتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (Tür, Buch)
چیزی را با شدت و صدا بستن (مانند در، کتاب).
- Er schlug die Tür hinter sich zu.او در را پشت سرش محکم بست.
- Sei vorsichtig, schlag das Buch nicht so zu!مراقب باش، کتاب را اینطور محکم نبند!
2
auf + Akkusativ (auf etwas)
ضربه زدن، مشت زدن.
- Er schlug wütend auf den Tisch zu.او با عصبانیت روی میز ضربه زد.
- Der Boxer schlug schnell auf seinen Gegner zu.بوکسور به سرعت به حریفش مشت زد.
3
bei + Dativ / Akkusativ
از فرصتی استفاده کردن، غنیمت شمردن، به سرعت چیزی را به دست آوردن.
- Er hat bei dem Sonderangebot kräftig zugeschlagen.او از این پیشنهاد ویژه به شدت استفاده کرد (خرید کرد).
- Nutze die Gelegenheit und schlag zu!از فرصت استفاده کن و اقدام کن!
4
bei + Dativ (bei jemandem / etwas zuschlagen)
در مزایده یا حراجی برنده شدن، کالایی را خریدن.
- Sie hat bei der Auktion ein Schnäppchen zugeschlagen.او در حراجی یک معامله خوب انجام داد (چیزی را با قیمت مناسب خرید).
- Wer bietet mehr? Wer schlägt zuletzt zu?چه کسی بیشتر پیشنهاد میدهد؟ چه کسی در نهایت برنده میشود؟
5
ist zugeschlagen
شروع ناگهانی و قوی یک بیماری یا پدیده.
- Die Krankheit ist plötzlich bei ihm zugeschlagen.بیماری به طور ناگهانی در او شروع شد.
- Der Sturm ist unerwartet zugeschlagen.طوفان به طور غیرمنتظرهای آغاز شد.