zuschlagen

Aussprache: /ˈtsuːˌʃlaːɡn̩/
Worttrennung: zu·schla·gen
فعل

محکم بستن (در را)، ضربه زدن، (به چیزی) حمله کردن/دست یافتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (Tür, Buch)

چیزی را با شدت و صدا بستن (مانند در، کتاب).

  • Er schlug die Tür hinter sich zu.او در را پشت سرش محکم بست.
  • Sei vorsichtig, schlag das Buch nicht so zu!مراقب باش، کتاب را اینطور محکم نبند!
2 auf + Akkusativ (auf etwas)

ضربه زدن، مشت زدن.

  • Er schlug wütend auf den Tisch zu.او با عصبانیت روی میز ضربه زد.
  • Der Boxer schlug schnell auf seinen Gegner zu.بوکسور به سرعت به حریفش مشت زد.
3 bei + Dativ / Akkusativ

از فرصتی استفاده کردن، غنیمت شمردن، به سرعت چیزی را به دست آوردن.

  • Er hat bei dem Sonderangebot kräftig zugeschlagen.او از این پیشنهاد ویژه به شدت استفاده کرد (خرید کرد).
  • Nutze die Gelegenheit und schlag zu!از فرصت استفاده کن و اقدام کن!
4 bei + Dativ (bei jemandem / etwas zuschlagen)

در مزایده یا حراجی برنده شدن، کالایی را خریدن.

  • Sie hat bei der Auktion ein Schnäppchen zugeschlagen.او در حراجی یک معامله خوب انجام داد (چیزی را با قیمت مناسب خرید).
  • Wer bietet mehr? Wer schlägt zuletzt zu?چه کسی بیشتر پیشنهاد می‌دهد؟ چه کسی در نهایت برنده می‌شود؟
5 ist zugeschlagen

شروع ناگهانی و قوی یک بیماری یا پدیده.

  • Die Krankheit ist plötzlich bei ihm zugeschlagen.بیماری به طور ناگهانی در او شروع شد.
  • Der Sturm ist unerwartet zugeschlagen.طوفان به طور غیرمنتظره‌ای آغاز شد.