hindurchschlüpfen
به سختی از جایی رد شدن, خود را به زحمت از جایی عبور دادن
Bedeutungen
1
durch + Akkusativ
از یک فضای تنگ، شکاف یا میان جمعیت با لیز خوردن یا فشار رد شدن.
- Das Kind schlüpfte geschickt durch das enge Gartentor hindurch.کودک ماهرانه از میان دروازه تنگ باغچه رد شد.
- Wir mussten uns durch die Menschenmenge hindurchschlüpfen, um zum Ausgang zu gelangen.ما مجبور بودیم برای رسیدن به خروجی، خود را از میان جمعیت رد کنیم.