schlüsseln
کلید زدن، طبقهبندی کردن، رمزگشایی کردن
Beispiele
- Das Inhaltsverzeichnis ''schlüsselt'' die Texte nach inhaltlichen Kriterien.فهرست مطالب، متنها را بر اساس معیارهای محتوایی طبقهبندی میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
دادهها یا اطلاعات را به یک کد تبدیل کردن برای محافظت یا پردازش.
- Die sensiblen Daten müssen vor der Übertragung geschlüsselt werden.دادههای حساس باید قبل از انتقال رمزگذاری شوند.
- Er schlüsselte die Nachricht, damit nur der Empfänger sie lesen konnte.او پیام را رمزگذاری کرد تا فقط گیرنده بتواند آن را بخواند.
2
Akkusativ + nach + Dativ
چیزی را بر اساس معیارهای خاص یا یک سیستم مرتب یا دستهبندی کردن.
- Die Produkte werden nach ihrer Qualität geschlüsselt.محصولات بر اساس کیفیتشان طبقهبندی میشوند.
- Man muss die Dokumente sorgfältig schlüsseln, um sie später leicht wiederzufinden.باید اسناد را با دقت طبقهبندی کرد تا بعداً به راحتی پیدا شوند.