schlüsseln
رمزگشایی کردن، طبقهبندی کردن، کلید زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas schlüsseln)
تبدیل دادهها یا اطلاعات به یک کد یا رمز برای محافظت یا پردازش.
- Die Agenten müssen die verschlüsselten Nachrichten schlüsseln.ماموران باید پیامهای رمزگذاری شده را رمزگشایی کنند.
- Wir versuchen, diesen alten Text zu schlüsseln, um seine Bedeutung zu verstehen.ما سعی میکنیم این متن قدیمی را رمزگشایی کنیم تا معنای آن را بفهمیم.
2
Akkusativ + nach + Dativ
دستهبندی یا مرتب کردن چیزی بر اساس معیارهای خاص یا یک سیستم.
- Die Ergebnisse werden nach verschiedenen Kriterien geschlüsselt.نتایج بر اساس معیارهای مختلف طبقهبندی میشوند.
- Der Bibliothekar schlüsselte die Bücher nach Genre und Autor.کتابدار کتابها را بر اساس ژانر و نویسنده طبقهبندی کرد.