فعل
تشکیل سرباره (پسمانده سوختگی)، سربارهزدایی کردن
معانی و تعاریف schlacken:
- در فرآیندهای صنعتی (مانند ذوب فلزات)، تفاله یا سرباره تشکیل دادن.
- مجازاً: سست شدن، از بین رفتن قدرت یا انرژی، تحلیل رفتن.
جملات نمونه برای schlacken:
Die Steinkohle ''schlackt'' bei der Verbrennung.
زغالسنگ در هنگام سوختن سرباره تشکیل میدهد.
Das Eisen schlackt im Hochofen.
آهن در کوره بلند سرباره میشود.
Bei der Verbrennung von Kohle schlackt es stark.
در هنگام سوختن زغال سنگ، تفاله زیادی تشکیل میشود.