فعل
شل و ول تکان خوردن، لق زدن، آویزان بودن و تکان خوردن
معانی و تعاریف schlackern:
- شل و ول تکان خوردن، لرزیدن یا آویزان بودن به طوری که حرکت آزاد و بیقاعده داشته باشد.
جملات نمونه برای schlackern:
Er ''schlackert'' ganz ungewöhnlich mit seinen Beinen.
او پاهایش را به طرز غیرعادی شل و ول تکان میدهد.
Der lose Zahn schlackert hin und her.
دندان لق به این طرف و آن طرف تکان میخورد.
Ihr Rock schlackert im Wind.
دامن او در باد شل و ول تکان میخورد.