schlackten
تشکیل دادند (گذشته فعل schlacken)
Bedeutungen
1
Akkusativ
عملیات حذف و پاکسازی سرباره (ناخالصیهای جامد یا نیمهجامد) از سطوح، ظروف یا مواد، به ویژه در فرآیندهای صنعتی مانند ذوب فلزات یا تولید شیشه.
- Nach dem Schmelzvorgang musste der Tiegeltiegel gründlich geschlackt werden, um Rückstände zu entfernen.پس از فرآیند ذوب، بوته ذوب باید به طور کامل سربارهزدایی میشد تا بقایا حذف شوند.
- Die regelmäßige Wartung beinhaltet das Schlackten der Brennkammer, um die Effizienz zu gewährleisten.نگهداری منظم شامل پاک کردن سرباره محفظه احتراق برای تضمین کارایی است.