schlafwandlerisch

Aussprache: /ˈʃlaːfˌvandlɛʁɪʃ/
Worttrennung: schlaf·wand·le·risch
صفت

خوابگردانه، مانند کسی که خوابگردی می‌کند

Bedeutungen

1

انجام کاری به صورت ناخودآگاه، بدون فکر یا با حرکات غیرارادی، شبیه به کسی که در خواب راه می‌رود.

  • Er bewegte sich schlafwandlerisch durch den Raum, ohne die Hindernisse zu bemerken.او به صورت خوابگردانه در اتاق حرکت می‌کرد، بدون اینکه متوجه موانع شود.
  • Nach dem langen Tag fühlte sie sich schlafwandlerisch und tat nur das Nötigste.بعد از آن روز طولانی، او احساس می‌کرد که خوابگردانه عمل می‌کند و فقط کارهای ضروری را انجام می‌داد.
  • Der Musiker spielte das Stück fast schlafwandlerisch, aber perfekt.نوازنده قطعه را تقریباً به صورت خوابگردانه، اما بی‌نقص اجرا کرد.