anschlagen
ضربه زدن، برخورد کردن، نصب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
به چیزی ضربه زدن، کوبیدن (مثلاً زنگ، نت موسیقی)
- Der Glöckner schlug die Glocke dreimal an.ناقوسزن سه بار ناقوس را به صدا درآورد.
- Der Pianist schlug die ersten Töne an.پیانیست اولین نتها را نواخت.
2
Akkusativ
چیزی را آویزان کردن، نصب کردن (مثلاً اطلاعیه، پوستر)
- Wir müssen das Plakat an die Wand anschlagen.ما باید پوستر را به دیوار نصب کنیم.
- Die Ergebnisse wurden am Schwarzen Brett angeschlagen.نتایج در تابلوی اعلانات نصب شدند.
3
Akkusativ
چیزی را تخمین زدن، ارزشگذاری کردن (مثلاً کالا، قیمت)
- Der Experte schlug den Wert des Gemäldes auf 10.000 Euro an.کارشناس ارزش نقاشی را ۱۰,۰۰۰ یورو تخمین زد.
- Man kann den Preis für das Haus nicht zu hoch anschlagen.نمیتوان قیمت خانه را خیلی بالا تخمین زد.