ausschlagen
لگد زدن (اسب)، بیرون زدن، رد کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) ausschlagen
پیشنهاد، درخواست یا دعوت را رد کردن.
- Er hat das Angebot ausgeschlagen.او پیشنهاد را رد کرد.
- Sie konnte die Einladung nicht ausschlagen.او نتوانست دعوت را رد کند.
2
intransitiv
با پا ضربه زدن، لگد زدن (معمولاً توسط حیوانات).
- Das Pferd schlug plötzlich aus.اسب ناگهان لگد زد.
- Vorsicht, der Esel kann ausschlagen!مواظب باش، الاغ میتواند لگد بزند!
3
intransitiv
جوانه زدن، برگ دادن (گیاهان).
- Die Bäume schlagen im Frühling wieder aus.درختان در بهار دوباره جوانه میزنند.
- Der alte Baum hat überraschend neue Triebe ausgeschlagen.درخت پیر به طور غیرمنتظرهای شاخههای جدیدی جوانه زده است.
4
intransitiv
از چیزی بیرون زدن یا به سمت بیرون حرکت کردن (مثلاً شعله، عقربه).
- Die Flammen schlugen aus dem Fenster.شعلهها از پنجره بیرون میزدند.
- Der Zeiger der Waage schlug weit aus.عقربه ترازو به شدت منحرف شد (بیرون زد).