ausschlagen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌʃlaːɡn̩/
Worttrennung: aus·schla·gen
فعل

رد کردن، لگد زدن، جوانه زدن، بیرون زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas ausschlagen)

رد کردن یک پیشنهاد، درخواست، دعوت یا فرصت.

  • Er hat das Jobangebot ausgeschlagen.او پیشنهاد شغلی را رد کرد.
  • Sie schlug die Einladung zur Party aus.او دعوت به مهمانی را رد کرد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

ضربه زدن با پا، لگد زدن؛ معمولاً در مورد اسب‌ها یا حیوانات دیگر.

  • Das Pferd schlug mit den Hinterbeinen aus.اسب با پاهای عقبش لگد زد.
  • Vorsicht, das Tier kann ausschlagen!مراقب باش، حیوان می‌تواند لگد بزند!
3 intransitiv (بدون مفعول)

جوانه زدن، برگ دادن؛ در مورد گیاهان.

  • Die Knospen beginnen auszuschlagen.جوانه‌ها شروع به جوانه زدن کرده‌اند.
  • Im Frühling schlägt die Natur wieder aus.در فصل بهار، طبیعت دوباره جوانه می‌زند.
4 intransitiv (بدون مفعول)

بیرون زدن یا به سمت بیرون حرکت کردن؛ مانند شعله آتش یا عقربه ساعت.

  • Die Flamme schlug nach oben aus.شعله به سمت بالا بیرون زد.
  • Der Zeiger schlug weit aus.عقربه خیلی به بیرون انحراف پیدا کرد.