schlaksig

Aussprache: /ˈʃlaksɪç/
Worttrennung: schlak·sig
صفت

بلندقد و لاغر، کشیده و لاغر

Bedeutungen

1

توصیف فردی که قد بلند و اندامی لاغر و کشیده دارد.

  • Der schlaksige Mann konnte leicht über das niedrige Tor steigen.مرد بلندقد و لاغر به راحتی می‌توانست از دروازه کوتاه بالا برود.
  • Sie war eine schlaksige junge Frau mit langen Armen und Beinen.او زنی جوان، بلندقد و لاغر با دست و پاهای دراز بود.
  • Sein schlaksiger Körperbau passte gut zu seiner Rolle als Basketballspieler.اندام کشیده و لاغر او برای نقشش به عنوان بازیکن بسکتبال مناسب بود.