schlampten
شلختهبازی درآوردند، بینظمی کردند
Bedeutungen
1
به معنای کوتاهی کردن در انجام وظایف، عدم دقت و مسئولیتپذیری در کارها، که اغلب منجر به نتایج نامطلوب میشود. این کاربرد بیشتر در زبان غیررسمی رایج است اما در متون انتقادی یا تحلیلی نیز میتواند به کار رود.
- Er schlampfte bei der Vorbereitung des Berichts und musste ihn neu verfassen.او در آمادهسازی گزارش قصور کرد و مجبور شد آن را دوباره بنویسد.
- Die Behörde schlampfte bei der Einhaltung der Sicherheitsvorschriften, was zu einem Zwischenfall führte.اداره در رعایت مقررات ایمنی اهمال کرد که منجر به یک حادثه شد.