schlampten

Aussprache: /ˈʃlamptən/
Wortzerlegung: schlamp·ten
Konjugierte Form

شلخته‌بازی درآوردند، بی‌نظمی کردند

Bedeutungen

1

به معنای کوتاهی کردن در انجام وظایف، عدم دقت و مسئولیت‌پذیری در کارها، که اغلب منجر به نتایج نامطلوب می‌شود. این کاربرد بیشتر در زبان غیررسمی رایج است اما در متون انتقادی یا تحلیلی نیز می‌تواند به کار رود.

  • Er schlampfte bei der Vorbereitung des Berichts und musste ihn neu verfassen.او در آماده‌سازی گزارش قصور کرد و مجبور شد آن را دوباره بنویسد.
  • Die Behörde schlampfte bei der Einhaltung der Sicherheitsvorschriften, was zu einem Zwischenfall führte.اداره در رعایت مقررات ایمنی اهمال کرد که منجر به یک حادثه شد.