schlappschwänzig
ترسو، بزدل، بیاراده
Bedeutungen
1
ترسو، بزدل، فاقد شجاعت یا اراده لازم برای مقابله با مشکلات یا خطرات.
- Er war zu schlappschwänzig, um seine Meinung zu sagen.او بیش از حد ترسو بود که نظرش را بیان کند.
- Niemand wollte der schlappschwänzigen Aufforderung nachgeben.هیچکس نمیخواست تسلیم درخواست بزدلانه شود.
- Sein schlappschwänziges Verhalten enttäuschte seine Freunde.رفتار بیاراده او دوستانش را ناامید کرد.