aufschlauen
مطلع کردن, آگاه کردن, روشن کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (کسی را مطلع کردن)
کسی را آگاهتر کردن، اطلاعات دادن، روشن کردن (محاوره).
- Kannst du mich mal kurz aufschlaugen, worum es geht?میتوانی کمی مرا روشن کنی که موضوع چیست؟
- Er hat mich über die neuen Regeln aufgeschlaut.او مرا در مورد قوانین جدید مطلع کرد.