Partizip II
بدگویی شده، غیبت شده
معانی و تعاریف schlechtgeredet:
- به طور عمدی و با نیت تخریب، درباره کسی یا چیزی به صورت منفی و نادرست صحبت کردن به منظور کاهش اعتبار یا بدنام کردن آن.
جملات نمونه برای schlechtgeredet:
Es ist unredlich, Kollegen hinter deren Rücken schlechtzureden, um sich selbst besser darzustellen.
بدگویی کردن از همکاران در غیابشان برای بهتر جلوه دادن خود، نادرست است.
Die Opposition versuchte, die Regierungspolitik durch gezielte Desinformation schlechtzureden.
اپوزیسیون تلاش کرد تا سیاستهای دولت را از طریق اطلاعات نادرست هدفمند تخریب کند.