schlecken

Aussprache: /ˈʃlɛkn̩/
Wortzerlegung: schle·cken
فعل

لیسیدن، با لذت خوردن (با زبان)

Beispiele

  • Wenn du magst, können wir noch ein Eis ''schlecken!اگر دوست داری، می‌توانیم یک بستنی دیگر لیس بزنیم!
  • Wer hat von meinen Pralinen ''geschleckt?چه کسی از شکلات‌های من لیس زده است؟

Bedeutungen

1 Akkusativ

با زبان چیزی را خوردن یا تمیز کردن.

  • Das Kind schleckte genüsslich sein Eis.کودک با لذت بستنی‌اش را لیسید.
  • Der Hund schleckte den Teller sauber.سگ بشقاب را تمیز لیسید.
2 an + Dativ

چیزی را در دهان گذاشتن و با زبان آن را مکیدن (مانند آب‌نبات).

  • Sie saß da und schleckte an einem Lutscher.او آنجا نشسته بود و یک آب‌نبات چوبی را می‌مکید.
  • Er schleckte an dem Bonbon, bis es ganz klein war.او آب‌نبات را مکید تا اینکه کاملاً کوچک شد.