wegschleichen
یواشکی رفتن، سُر خوردن و رفتن
Bedeutungen
1
sich
یواشکی و بدون جلب توجه از جایی خارج شدن یا دور شدن
- Er schlich sich leise aus dem Zimmer.او یواشکی و بیصدا از اتاق خارج شد.
- Sie wollte sich unbemerkt wegschleichen.او میخواست بدون اینکه کسی متوجه شود، دزدکی برود.